«آلفرد یعقوب زاده» عکاس جنگ در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس در مورد تاثیر تغییر شیوه جنگ ها بر نوع عملکرد عکاسان جنگ اظهار داشت: قبلاً وقتی جنگها با تفنگ بود، همه چیز آهستهتر بود اما الان جنگ ها با موشک است. در گذشته دسترسی به فیلم و دارو هم محدودتر بود. عکاسها با چشم خودشان لحظهها را میدیدند، تصمیم میگرفتند و بعد با دقت ثبت میکردند. هر عکس ارزش خاصی داشت چون تعداد آنها محدود بود.
یعقوب زاده در پاسخ به دلیل افت کیفیت عکس عکاسان نسبت به گذشته علی رغم پیشرفت تجهیزات، تصریح نمود: امروزه دوربینها سرعت بسیار بالایی دارند؛ بچهها ممکن است در ثانیه ۵۰ تا ۲۰۰ عکس بگیرند و بیشتر به شاتر و سرعت دوربین اعتماد کنند، نه به چشم خودشان. در نتیجه، بسیاری از لحظات واقعی و انسانی از دست میروند، زیرا تمرکز روی ثبت ماشینی تصاویر است، نه روی دیدن و درک لحظه.
او ادامه داد: مثل شکار کفتر شکارچی حرفهای با یک گلوله دقیق هدف را میزند، اما اگر صرفاً مسلسل دست بگیری و شلیک کنی، ممکن است هیچ چیزی ثبت نشود. در عکاسی نیز اعتماد به چشم و انتخاب لحظه اهمیت دارد، نه صرفاً اعتماد به دوربین و سرعت آن.
وی افزود: به عبارت دیگر، تکنولوژی پیشرفت کرده است، اما چیزی که واقعاً ارزشمند است چشم تیزبین و حس انسانی برای انتخاب لحظه کمتر دیده میشود.
این عکاس جنگ با بیان این مطلب که رسالت عکاس در جنگهای امروزی کاملاً متفاوت با گذشته است؛ متذکر شد: تجربه من در اوکراین نشان داد که شرایط امنیتی محدودیتهایی ایجاد میکند؛ شما نمیتوانید آزادانه به هر نقطهای بروید، اما در عین حال امکانات تکنولوژیک به گونهای است که حتی در شرایط محدود، تصاویر قابل ثبت هستند.
وی افزود: برای مثال، در یک سنگر با رزمندگانی که مجهز به کلاهخود و اسلحه هستند، یک تکنسین با تلفن همراه یا آیپد پهپادی را کنترل میکند. عملیاتهایی که سه نفر روی میدان انجام میدهند، توسط پهپاد ثبت میشود و حتی وقتی نفربری وارد میدان میشود، این لحظات در مانیتور قابل مشاهده است. در چنین شرایطی، نقش عکاس سنتی محدود میشود، زیرا دسترسی به موقعیتهای حساس و مستقیم تقریباً غیرممکن است.
او ادامه داد: در این وضعیت، فیلم به عنوان یک ابزار ثبت و روایت رویدادها برتری دارد، زیرا تصاویر حرکت و عملیات را به شکلی ملموس منتقل میکند. برای عکاس، محدودیت انتخاب و ثبت مستقیم صحنهها وجود دارد و امکان عکسبرداری از مانیتور یا تلویزیون به عنوان جایگزین مطرح میشود.
یعقوب زاده تصریح نمود: همچنین، تبعات پس از جنگ، مانند آنچه در لبنان، ایران یا غزه اتفاق افتاد، غالباً شامل آثار مستقیم عکاسی بحران نیست. هرگونه حمله با استفاده از پهپاد یا موشک، تنها منجر به خرابیهای ساختمانی و آسیب به افراد میشود که بخش محدودی از ظرفیت عکاس برای ثبت بحران را فراهم میکند. در نتیجه، عکاسی بحران امروز عمدتاً به ثبت آثار ویرانی و خرابیهای ناشی از جنگ محدود شده و امکان روایت مستقیم نبرد و عملیات تقریباً از دست رفته است.
این عکاس جنگ همچنین در مورد تغییر سوژه در جنک های اخیر بیان کرد: در جنگهای مدرن، نقش عکاس و خبرنگار به شدت محدود شده است. در جنگهای کلاسیک، عکاس میتوانست به نزدیکی نیروهای درگیر برود، صحنهها را مستقیم ثبت کند و لحظهها را با دقت انتخاب شده تصویر کند. اکنون اما شرایط کاملاً متفاوت است حملات هوایی و پهپادی بدون صدا انجام میشود، نیروهای انسانی در صحنه نقشی ندارند و تنها کسانی که مستقیماً مشاهده میشوند، قربانیان جنگ هستند. محدودیتهای امنیتی و فناوری باعث شده که عکاس مجبور باشد صرفاً آثار ویرانی و خرابیها، آسیبدیدگان و شرایط پس از جنگ را ثبت کند.
وی افزود: به عنوان مثال، در اوکراین، چند روز پیش یکی از دوستان ۲۴ ساله پسر من که خبرنگار بود، در حین پوشش جنگ کشته شد؛ چهار نفر بودند، پهپادها بدون صدا عمل میکردند و در نهایت تنها تعداد کمی از لحظات قابل ثبت باقی ماند. تجربه این شرایط نشان میدهد که حق انتخاب عکاس به شدت محدود است و کار او بیشتر به ثبت واقعیتهای محدود و ملموس خلاصه میشود.
وی تاکید کرد: این محدودیتها باعث شده که کار عکاس جنگهای امروز گاهی شبیه فعالیت یک راننده تاکسی یا کارمند باشد؛ ثبت وقایع به شکلی روتین و بدون امکان جهتدهی به روایت. جنگ دیگر یک تئاتر انسانی نیست، بلکه مجموعهای از ویرانیها و قربانیان بیگناه است. اثر این جنگها بر انسانها و جامعه سنگین و تاسفآور است و هیچ برنده یا بازنده روشن و مشخصی در آن وجود ندارد.
یعقوب زاده در مورد تاثیر این جنگ بر روحیات و طرز تفکرش تصریح نمود: تجربه شخصی نشان میدهد که در مواجهه با جنگهای امروز، تشخیص دوست و دشمن بسیار دشوار است. من اکر جنگ با ایران باشد دوست دارم ایران اسرائیل را شکست دهد اما در اوکراین یا افغانستان نمیتوان با قطعیت گفت کدام طرف درست و کدام طرف نادرست است. قدرتهای بزرگ، از جمله آمریکا و روسیه، روابط خود را با دشمن و دوست در حال تغییر میبینند و گاهی افرادی که قبلاً دشمن تلقی میشدند، پس از مدتی در جایگاه دیگری ظاهر میشوند. این وضعیت باعث سردرگمی شدید خبرنگاران و عکاسان میشود و تصمیمگیری درباره روایت و پیام مستند بسیار پیچیده است.
«آلفرد یعقوب زاده» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: در سوریه نیز نمونههای مشابهی وجود دارد. همین آقای جولانی زمانی که داعش فعال بود، برای سرش جایزه گذاشته بودند، بعدها به عنوان عناصر سیاسی یا نظامی پذیرفته شدند و قدرت گرفتند. این شرایط نشان میدهد که تجربه جنگهای مدرن، محدودیتهای شدید در ثبت تصاویر، سردرگمی در شناسایی طرفها و پیچیدگی پیامدهای انسانی، همگی کار عکاسان و خبرنگاران را دشوار و نقش آنها را تغییر داده است.
ارسال نظر